ما هنوز در هنوزیم...

مهر 90:

طعم گسی دارد جدایی ، پایان ، اتمام!

یکی از خواص فیزیکی اش این است که تو همیشه و هر زمانی که جدا شوی باز هم یک عالم حرف های نزده داری که می خواستی در اولین فرصت بزنی ولی زمانش هرگز نرسیده...

از دیگر خواص فیزیکی اش این است که تو همه جا و هر زمان او را می بینی و هربار که به ساعتت نگاه می کنی می توانی حدس بزنی یا میدانی که او کجاست و چه می کند...

و مدام با آدم هایی برخورد می کنی که اسمشان با اسم او یکی است حتی اگر اسم تکی باشد...

و از دیگر خواص فیزیکی اش می توان گفت که رسانای جریان احساس و دلتنگی نیست و در دوره " دل به دل راه داره " سر آمده است...

یکی از خواص شمیایی اش این است که هرچند در نظرت نه او برای تو مهم بوده و نه ، تو برای او ؛ اما باز هم بر حسب دلیل ِ بی دلیلی مایع شفاف شوری از چشکهایت سرازیر می شود که جزو عناصر جدول تناوبی نیست ولی محققان ایرانی به پاس زحمات اشک اول آنرا "اشک" نامگذاری کرده اند...

از دیگر خواص شیمایی پدیده لفظا جدایی این است که حوصله نداری و مدام فکر می کنی به اتفاقات مسخره و مدام فانتزی های جالب و قشنگی که دوست داشتی روزگاری اتفاق بیفتد اما اجمالا خیالی برای خودت  مجسم می کنی...

قلب

 

پ.ن: شرمنده مشکلی پیش اومد که نظرات پرید.


نوشته شده در دوشنبه 91/1/21ساعت 7:30 عصر به قلم سارا بانو نظرات ( ) |


کد قالب جدید قالب های پیچک