بهار 88: من چشمانم را دوست دارم زیرا روزی برای اولین بار با آنها تو را پیدا کردم و تو را نگریستم من چشمانم را دوست دارم زیرا تو روزی در آنها نگریستی و با من سخن گفتی من چشمانم را دوست دارم زیرا روزی سایه چشمانت در آنها افتاده است من چشمانم را دوست دارم زیرا روزی از خجالت تو نتوانستی در چشمانم نگاه کنی من چشمانم را دوست دارم زیرا روزی من پنهانی با آنها تو را تماشا کردم من چشمانم را دوست دارم زیرا روزی بخاطر تو با آنها گریستم من چشمانم را دوست دارم زیرا وقتی می رفتی نتوانستی در چشمانم نگاه کنی و خداحافظی کنی من چشمانم را دوست دارم زیرا وقت رفتنت آرام ایستادم و رفتنت را نگریستم من چشمانم را دوست دارم زیرا با همین چشمان کم سو در انتظار بازگشتت ماندم من چشمانم را دوست دارم زیرا تو روزی مرا از عمق چشمانم ربودی من چشمانم را دوست دارم زیرا تو می توانستی از چشمانم حرفهایم را بخوانی من چشمانم را دوست دارم زیرا در تک تک قدم هایی که با تو برداشتم او همراهم بود من چشمانم را دوست دارم زیرا هنوز به آنها اعتماد دارم که روزی تو را دیدم و تو بودی!
کد قالب جدید قالب های پیچک |