سفارش تبلیغ
صبا ویژن
ما هنوز در هنوزیم...

شارژ گوشیم که گم شد مجبور شدم آن بطری آبمعدنی را که گوشه ی اتاقم ایستاده از سرجایش تکان بدهم. تمام اتاقم را گشتم نه برای اینکه اس ام اس های دیگران برایم دلیوری شود. فقط بخاطر اینکه به نحسی صدای آن زن اعتقاد داشتم

وقتی که توی مغزم می کوبید دستگاه لعنتی مشترک مورد نظر خاموش می باشد!

 

 

پ.ن: به جایی می رسی که حرف بعضیا رو گوش میدی که بیشتر از این صداشونو نشنوی! :|

در ضمن کماکان بنده گوشی خاموشم


نوشته شده در چهارشنبه 92/2/4ساعت 11:39 صبح به قلم سارا بانو نظرات ( ) |


کد قالب جدید قالب های پیچک