سفارش تبلیغ
صبا
ما هنوز در هنوزیم...

دستش دور شانه هایم پیچیده و در همان حال خوابش برده؛ تا لحظاتی قبلش داشت در مورد چیزی پر حرارت با من حرف میزد ولی میدانم بیدار که شود حتما یادش رفته چه میگفتیم؛ صدای نفس های منظمش؛ شلی دست هاش وقتی که خواب است؛تکان های غیر ارادیش در هنگام خواب؛ مژه هاش که ردیف و منظم کنار هم چیده شدند و من که خوابم نمیبرد و دارم فکر میکنم زندگی همین است. عشق و صبر.


نوشته شده در جمعه 97/1/10ساعت 12:0 عصر به قلم سارا بانو نظرات ( ) |


کد قالب جدید قالب های پیچک